أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )
130
تجارب الأمم ( فارسى )
بود جلو او را گرفته با ناله و جنجال از گرانى نرخها به دادخواهى پرداختند . سپس تودهء مردم بيرون ريخته ، دن كوبان [ 1 ] بغداد را چپاول كردند و به در خانهء سلطان رفته جنجال به راه انداختند . مقتدر به ابن حوارى دستور داد ، به حامد بنويسد ، كه زود خود را برساند و نرخها را بررسى و انبارهاى گندم را براى فروش باز كند تا نرخها پائين بيايد . نامه را فرستادند و حامد از اهواز بيرون آمد . مقتدر ماهر خادم را فرستاد تا وى را به شتاب وا دارد . دفتر داران و سرداران به پيشواز او رفتند . نصر و ابن حوارى و على ابن عيسى نيز به پيشواز شتافتند و او بيامد و به پيشگاه مقتدر رسيد . مقتدر به نرمى با وى سخن گفت و بهرهكشى او را ستايش كرد و دستور داد به او خلعت دادند و او را بر يك « شهرى » [ 2 ] سوار كرده به خانه فرستادند . * روز بعد سربازان برخاسته به دار السلطان رفته از گرانى نرخها فرياد بر آوردند . تودهء مردم در مسجدهاى آدينهء بغداد گرد آمده منبرها را شكسته ، نماز را در ركعت دوم بريده ، مردم را لخت كرده آجر پاره پرتاب مىكردند و بسيارى را زخمى نمودند . گروهى از ايشان در مسجد آدينهء دار السلطان بر سر نصر پردهدار ريخته ، آجر بر او
--> [ = ] مانند اينجا . ب ) به معنى « سنى » كه در برابر « خاصه شيعه » چنان كه در خ 6 : 415 گويد : لما انبسطت العامة . . . و هم الفرقة المعروفة بالسنة هنگامى كه « عامة » همان فرقهء معروف به سنى قيام كردند . . . - خ 6 : 388 پانوشت . معنى دوم اصطلاح گنوسيستهاى مسلمان است كه از نئو افلاطونيان پيش از اسلام گرفتهاند . افلوطين گويد : همهء مردم تمايلى به شناخت حقايق ندارند ، مگر اندكى مردم بلند پرواز ارتفاعگرا ، كه انديشه را از محسوسات ، فراتر برده ، خرد گرايانه به جستجو و نكتهيابى پرداختهاند . و من كتاب « فلسفهء خاصه » را براى ايشان نگاشتم ، كه « عامه » شايستگى آن را ندارند ( اثولوجيا ميمر چهارم ) . چ 1314 ه . در حاشيهء قبسات ميرداماد ، ص 211 ، چ بدوى قاهره 1966 م ص 61 ) . [ ( 1 - ) ] M . متن : الدقاقين . [ ( 2 - ) ] M : شهريه ، گونهاى اسب تاتارى ( منتهى الارب ) ، برزون اقرب الموارد ) . ج . شهارى . به كار مىرفته است .